در دنیای امروز که تلاطمهای سیاسی و اجتماعی بر جهان سایه افکنده، بازگشت به مفاهیم بنیادین مهدویت و بازشناسی جایگاه «انتظار» بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. انتظار، نه یک پذیرش منفعلانه، بلکه یک حرکت فعال به سوی وضع مطلوب است. در این میان، پیوند میان ولایت فقیه و حکمرانی مهدوی، پلی است که جامعه را از وضعیت موجود به سوی آرمانهای عصر ظهور هدایت میکند. در گفتوگو با حجتالاسلام الهینژاد، به بررسی این موضوع میپردازیم که چگونه مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، وحدت قلبی و تقوای فردی، تنها شعار نیستند، بلکه ارکان اصلی تشکیل جامعهای هستند که شایستگی یاری امام زمان (عج) را دارد.
معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در این گفتوگو، با ترسیم نقشهای از حکمرانی مهدوی در دو مقطع «پیشاظهور» و «پساظهور»، تبیین میکند که ولایت فقیه چگونه بهعنوان جانشین عام امام زمان(عج)، مسیر مشروعیت و هدفسازی برای جامعه منتظر را هموار میکند. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
امام زمان (عج) در توقیع شریف خود به شیخ مفید فرمودند: «لو أنَّ شيعتَنا لاجتمعت قلوبُهم...»؛ بدین معنا که شیعیان واقعی ایشان کسانی هستند که میان خود وحدت و اتحاد قلبی دارند. امروزه با مشاهده انبعاث و بیداری مردم، شاهد این وحدت و همدلی هستیم که در واقع تجلی «یدالله مع الجماعه» است؛ امری که منجر به اتحاد جمعی و در نتیجه، خنثیسازی توطئههای دشمنان شده است.
برای تقویت این وحدت و انسجام، ارتقای عدالت اجتماعی ضروری است. حضرت (عج) فرمودند اگر اتحاد و همدلی مردم افزایش یابد، از ظهور و لقای ایشان محروم نخواهند شد؛ مگر در صورتی که به جای شیعیانی خوب و متحد، گناه و تفرقه دیده شود. جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به ضرورت این وحدت و همدلی پی برده است و رهبر انقلاب نیز در پیامهای متعددی راستی بر این محور تأکید فرمودهاند.
در این راستا، عدالت اجتماعی از لازمههای بنیادین حکمرانی مهدوی است. هنگامی که ظهور رخ دهد و حکومت ایدهآل بشر محقق شود، این نظام اهدافی را در سه بازه زمانی «کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت» دنبال خواهد کرد. نخستین اقدام در این مسیر، تشکیل حکومت مهدوی است و در گام دوم، استقرار عدالت اجتماعی در تمامی عرصههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با مشارکت و کمک مردم محقق خواهد شد؛ عدالتی که در سراسر جهان گسترش مییابد.
تشتت و چندگانگی در ایدئولوژیها و پراکندگی بشری که امروزه در قالب «ایسمهای» مختلف تجلی یافته است، ریشه در عدم معرفت و نبود یک جهانبینی درست دارد. در عصر ظهور، عقول انسانها به گونهای رشد میکند که اکثریت مردم به سوی اسلام گرایش پیدا کرده و به پوچی بسیاری از این مکاتب پی خواهند برد؛ درست همانگونه که در حال حاضر نیز عقلای عالم به بنبست و پوچی مدرنیته، پسامدرنیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم و امثال اینها پی بردهاند.
این مکاتب نه تنها نتوانستهاند نیازهای درونی انسان را پاسخ دهند، بلکه حتی نیازهای دنیوی و مادی مردم را نیز برآورده نساختهاند. در دوران ظهور، سطح معرفت افراد چنان ارتقا مییابد که آنها بهطور طبیعی و خودبهخود به سوی مکتب ظهور جذب خواهند شد.
در این مسیر، جمعیت گستردهای از بشر که از روی جهل گرفتار مکاتب مادی منحرف شده بودند، به سوی امام زمان(عج) گرایش مییابند. با این حال، قطعاً کسانی هستند که از این ایسمها و وابستگیهای مادی منافع کلانی میبرند و همین منافع مادی، مانع از پیروی آنها از حضرت ولیعصر(عج) میشود. از این رو، امام(عج) با این گروه مبارزه و مقاتله خواهد کرد؛ زیرا اگرچه مردم بر اساس فطرت خداجوی خود تمایل به حقیقت دارند، اما این افراد سد راه هدایت مردم هستند و برای رسیدن به هدایت جامع، باید از میان برداشته شوند.
باور به انتظار منجی، اندیشهای صرفاً محدود به اسلام یا تشیع نیست، بلکه حتی در میان باورمندان به مسیحیت، یهودیت و سایر مکاتب نیز ریشه دارد. ما در مواجهه با این اندیشه، هم التزام قولی و قلبی داریم و هم التزام عملی. در لغت، «انتظار» به معنای چشمبهراه بودن برای امام و منجی است، اما در اصطلاح، به معنای آمادهشدن و ایجاد شایستگی برای ظهور حضرت است. در همین راستا، امام جواد (ع) فرمودند: «سَمِّی المنتظر بانتظار المخلصین»؛ یعنی مخلصان کسانی هستند که با تمام وجود، ظهور و خروج امام زمان (عج) را انتظار میکشند.
یکی از ابعاد این باور، «انتظار علمی» است که سه مؤلفه اساسی دارد: نخست اینکه منتظر نباید به وضع موجود راضی و قانع باشد و آن را بپسندد. دوم اینکه وضعیت مطلوب را بر اساس آیات و روایات برای خود ترسیم کند و سوم اینکه از وضع موجود به سوی وضع مطلوب حرکت نماید، نه اینکه تنها به تماشا بنشیند. انتظار صحیح تنها زمانی محقق میشود که این سه مؤلفه را داشته باشد؛ در غیر این صورت، ادعای انتظار بدون حرکت عملی، «انتظار ناصحیح» تلقی میگردد.
امروزه ما در ذیل حکمرانی ولیفقیه هستیم و وظیفه داریم این سه مؤلفه انتظار صحیح را در میان اقشار جامعه ترویج کنیم. در همین راستا، شهید قائد در دیدار با مسئولان کشور در سال ۱۳۸۶، شاخصههای جامعه منتظر را چنین بیان فرمودند: عدالتخواهی و عدالتگستری، فسادستیزی، سادهزیستی، سلامت اعتقادی و اخلاقی، تواضع و فروتنی، اجتناب از اسراف، تدبیر و حکمت در تصمیمگیری و عمل، سعه صدر و حمل مخالف، توجه به منافع ملی و پرهیز از منافع حزبی و گروهی، شجاعت و قاطعیت در بیان و عمل، انس با خدا و قرآن، خدمتگزاری به مردم، شایستهسالاری در انتخاب مسئولان، قانونگرایی، روزآمدی و کارآمدی در کارها، پرهیز از تصدیگری، تمرکزگرایی، تخصصگرایی، شفافیت و آزادی در اطلاعرسانی، و در نهایت حفظ و صیانت از منافع ملی، ارزشمداری و فرهنگمحوری. این موارد، رئوس شاخصههای لازم برای رسیدن به جامعهای منتظر و واقعی است.